عبد الجليل قزوينى رازى

254

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

خوش گفت « 1 » كه عجوزه‌اى « 2 » روستائى را دختركى بناليد او را گفتند : ترا آب دختر « 3 » بطبيب شهر بايد نمود و شكل حال با عجوزه تكرار فتاد « 4 » عجوزه از جهل و خرافت دبّه‌اى از پوست خر برداشت و پاره‌اى از غايط دختر درو كرد و به شهر آمد و بجامع برد و بر پيرى امام مقرى عرض كرد « 5 » . امام بفراست بدانست « 6 » كه چه فتاده است مىگويد : خاله را از « 7 » چهار گونه سهو افتاده است : اوّل - آنكه ببيمارستانه « 8 » بايد رفتن ؛ بجامع آمده است . دوم - آنكه بطبيب يهودى بايست نمود ؛ بشافعى مقرى نموده . سيوم - آنكه بول عادت باشد نه غايط . چهارم - آنكه در شيشه كنند نه در دبّه . مصنّف نوسنّى را چند سهو افتاده است درين دعوى : اوّل - آنكه علىّ بو القمران زيدى بود نه معتزلى ، و از معتزلى تا زيدى مسافتى دور است . دوم - آنچه گفته است كه : مجبّره را با معتزله در امامت موافقت است ؛ نيست كه مخالفتى تمام است ، اگرچه باوّل مقرّ باشند امّا در آخر مجبّره را خلاف « 9 » كنند و خلاف در آخر خلاف باشد در اوّل ؛ خاصّه در امامت ، و همهء شيوخ معتزله على را بر بو بكر و عمر تفضيل نهند در علم و سبقت ؛ خلاف مذهب خواجه . امام سعيد رشيد - قدّس اللّه روحه - در آن كتاب اين خبر ردّ مىكند بر علىّ أبو القمران « 10 » در فصلى كه او تشنيع زده است كه اماميّه بو بكر و عمر را دوست ندارند و بد گويند خواجه امام رشيد

--> ( 1 ) - ح د : « كه حكايتى خوش است » . ( 2 ) - ث ب م ح د : « عجوزى » و همچنين در موارد آينده و « عجوز » از اوصاف خاصهء زنان است بمعنى پيرزن ، پس تاء « عجوزه » تاء تأنيث نيست . ( 3 ) - كنايه از پيشاب و بول است . ( 4 ) - ث م ب : « افتاد » ح د ندارند . ( 5 ) - ح د : « نزد پيرى مقرى امام » . ( 6 ) - ح د : « دريافت » . ( 7 ) - م ب ح : « از » را ندارند . ( 8 ) - م ب ح د : « بيمارستان » . ( 9 ) - ع ث : « ائمهء آخر مجبره را خلاف » ث ب : « ائمهء آخر مجتهد اختلاف كنند » م : « از آخر مجتهد اختلاف » ح د : « اما آخر مجبره را خلاف » . ( 10 ) - منتجب الدين ( ره ) در ترجمهء رشيد الدين عبد الجليل رازى گفته : « له جوابات على بن أبى - القاسم الاستراباذى المعروف ببلقمران » پس « بلقمران » مخفف « أبو القمران » است .